خسته‌ام از شکایت و دادستانی خودم از دادگاه در این مملکت.

با حرام لقمه‌ای یک سال تمام مماشات کردم و وقتی تهدید و توهین‌هایش رنگ و بوی خطرناک و قتل گرفت، مجبور شدم شکایت کنم؛ برای اولین بار در عمرم.

و سیستم فشل و کند قضائی ما کاری می‌کند که مشتکی‌عنه باز هم مزاحم شود؛ شاخ و شانه بکشد و تهدید کند : آخرش من می‌مانم و تو!

آقای قاضی! جناب قانون! این وضع درستی است به نظر شما؟

مشکل محکمه‌های ما همین هست؛ کسی که جرم می‌کند، آزادانه می‌چرخد و شاخ و شانه می‌کشد و کسی که شاکی هست، باید بدود...بدود و باز هم بدود... و با خون دل، شاید بخشی از حقوق ضایع شده‌اش را بگیرد!

بازبینی کنید قوانین و روال‌های محکمه‌ها را! به خدا مردم ستمدیده مشکل دارند!